|
فرج به معناى گشايش است ؛ گشايشى كه اميد اميدواران است و بيقين ، تحقق پذير است و نـاامـيـدى در آن راه نـدارد، و مـمـكـن اسـت كـه طـول بـكـشـد. و طـول كـشـيـدن تـحـقـق مـطـلوب ، از لوازم امـيدهاى بزرگ است . اميدهاى كوچك بزودى تحقق پذيرند و اميد، هر چه بزرگتر باشد، تحقق ديرتر و دراز مدت ترى دارد.
برگرفته از آثار مرحوم آية الله سيد رضا صدر سـخـن از امـام مـهـدى عليه السلام سخن از يك موضوع عقيدتى و مذهبى بسيار حساس و مهمى است كه رابطه تنگاتنگ و گسست ناپذيرى با اسلام و مسلمانان دارد، چرا كه وجود گـرانـمـايـه او يـك واقـعـيـت اسـلامـى و از مـهـم تـريـن مسايل دينى و از اساس مكتب و ايمان به ارزشهاى معنوى است . برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني از ديـدگـاه عـقـيدتى ، هنگامى كه به پديده عمر و طولانى عمر بنگريم ، آن را يك امـر عـادى مـى بينيم ، چرا كه هر انسان باايمانى بر اين عقيده است كه سر آمد عمر انسان به دست خداست . معناى اين سخن اين خواهد بود كه : اين آفريدگار تواناى هستى است كه عـمـر هـر انـسـان و مـوجـود زنـده اى را، انـدازه گيرى مى كند. و هموست كه هم بر طولانى ساختن عمرها تواناست و هم به كوتاه ساختن آنها و بر مرگ زودرس . برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني درود خدا بر تو اي ياري رسان حق! و آنكه با گفتار راستين و شايسته, مردم را بسوي حق فرا مي خواني! ما در نامه خويش به سوي تو, خداي جهان آفرين را كه خدايي جز او نيست (و) خداي ما و خداي نياكان (گرانقدر) ما است, سپاس مي گذاريم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(ص) آخرين پيام آور خدا و خاندان پاك و مطهرش, درودي جاودانه مي طلبيم. و بعد,! دوست راه يافته به حقيقت! خداوند بدان وسيله اي كه به سبب دوستان ويژه خود, به تو ارزاني داشته است, وجودت را حفظ و تو را از نيرنگ دشمنانش حراست فرمايد. ما ناظر نيايش ( عارفانه و راز و نياز پرشور و پراخلاص ) تو با خدا بوديم و از خداي جهان آفرين برآورده شدن آن ( خواسته ات ) را خواستيم. ما اينك در قرارگاه خويش, در مكاني ناشناخته بر فراز قله اي سر به آسمان كشيده, اقامت گزيده ايم كه به تازگي بخاطر عناصري بيداد پيشه و بي ايمان, بناگزير از منطقه اي پر دار و درخت بدينجا آمده ايم و بزودي از اينجا نيز به دشتي گسترده كه چندان از آبادي بدور نيست, فرود خواهيم آمد و از وضعيت و شرايط آينده خويش تو را آگاه خواهيم ساخت تا بدان وسيله در جريان باشي كه بخاطر كارهاي سازنده و شايسته ات نزد ما مقرب هستي و خداوند به مهر و لطف خود, تو را به انجام و تدبير اين كارهاي شايسته توفيق ارزاني داشته است. از اين رو تو- كه خداي جهان آفرين با چشم عنايتش كه هرگاه آن را خواب نمي گيرد, وجودت را حفظ كند- بايد در برابر فتنه اي كه جان آنان را كه آن را در دلهايشان كشته اند, به نابودي خواهد افكند, بايد بايستي! و بايد باطل گرايان بدانديش را بترساني! چراكه از سركوبي آنان, ايمان آوردگان, شادمان و جنايتكاران, اندوه زده خواهند شد. و نشانه حركت و جنبش ما از اين خانه نشيني و كناره گيري, رخداد مهمي است كه در سرزمين وحي و رسالت, مكه معظمه, از سوي پليدان نفاق پيشه و نكوهيده, رخ خواهد داد, از جانب عنصري سفاك كه ريختن خونهاي محترم را حلال شمرده و به نيرنگ خويش, آهنگ جان ايمان آوردگان خواهد كرد, اما به هدف ستمبار و تجاوزكارانه خويش دست نخواهد يافت, چرا كه ما پشت سر توحيدگرايان شايسته كردار, بوسيله نيايش و راز و نيازي كه از فرمانرواي آسمان و زمين پوشيده نمي ماند, آنان را حفاظت و نگهداري خواهيم كرد. بنابراين قلبهاي دوستان ما به دعاي ما به بارگاه خدا, آرامش و اطمينان يابد و آسوده خاطر باشند كه خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگيريهاي هراس انگيزي, آنان را به دلهره مي افكند, اما از گزند آن عنصر تبهكار در امان خواهند بود و سرانجام, كار با دست توانا و ساخت تدبير نيكوي خدا- تا هنگامي كه پيروان ما از گناهان دوري گزينند- شايسته و نيكو خواهد بود. هان اي دوست پراخلاص كه همواره در راه ما بر ضد بيدادگران در سنگر جهاد و پيكاري! خداوند همانسان كه دوستان شايسته كردار پيشين ما را تأييد فرمود, تو را نيز تأييد نمايد! ما به تو اطمينان مي دهيم كه هركس از برادران دينيت, پرواي پروردگارش را پيشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند, در فتنه نابود كننده و گرفتاريهاي تيره و تار و گمراهگرانه, در امان خواهد بود و هر آن كس كه در دادن نعمتهايي كه خداوند به او ارزاني داشته, به كساني كه دستور رسيدگي به آنان را داده است, بخل ورزد, چنين كسي در اين جهادو سراي ديگر, بازنده و زيانكار خواهد بود. دوست واقعي! اكر پيروان ما- كه خداي آنان را در فرمانبرداري خويش توفيق ارزاني بدارد- براستي در راه وفاي به عهد و پيماني كه بر دوش دارند, همدل و يكصدا بودند, هرگز خجسنگي ديدار ما از آنان به تأخير نمي افتاد و سعادت ديدار ما, ديداري بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما, زودتر روزي آنان مي گشت. از اين رو (بايد بدانند كه ) جز برخي رفتار ناشايسته آنان كه ناخوشايند ما است و آن عملكرد را زيبنده اينان نمي دانيم, عامل ديگري ما را از آنان دور نمي دارد. خداوند ما را در ياري بسنده و نيك, كارسازاست و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد (ص) و خاندان پاكش باد! « اين نامه در آغاز شوال به سال 412 هجري نگارش يافت. » رونويسي از دستخط جديد شريفكه درور خدا بر نگارنده آن باد!: « اين نامه ما بسوي توست, اي دوستي كه حقيقت والايي به تو الهام شده- كه به املاي ما و خط يكي از افراد مورد اعتمادمان نوشته شده است- پس آن را از همگان پوشيده بدار و آن را پيچيده و به كسي نشان مده و نسخه اي از آن بردار وآن گروه از دوستاني را كه به درستي و امانتداريشان اعتماد داري, بر دريافت آن آگاه ساز كه خداوند به خواست خويش, آنان را به بركت ما, مشمول (بركات) خويش سازد! اما بعد! درود بر تو اي دوست پراخلاص در دين خدا! اي آنكه در عشق و ايمان به خاندان وحي و رسالت به اوج آگاهي و يقين پر كشيده اي! ما در نامه خويش به سوي تو, آفريدگار بي همتايي را كه جز او خدايي نيست, سپاس گفته و از بارگاه او بر سرور و سالار و پيام آورمان محمد(ص) و خاندان گرانقدر و پاك او درود و رحمت جاودانه مي طلبيم. و به تو كه خداوند براي ياري حق توفيقت ارزاني داشته, پاداشت را بخاطر سخنان جاودانه اي كه با صداقت از جانب ما مي گويي, كامل و افزون سازد! اعلام مي داريم كه به ما (از جانب آفريدگار هستي) اجازه داده شده است كه تو را به افتخار دريافت نامه و پيام كتبي مفتخر ساخته و تورا مسئول سازيم كه آنچه را به تو مي نگاريم, همه را به دوستان راستين ما كه در قلمرو پيام رسانيت هستند, برساني. به آن دوستان و شيفتگاني كه خداوندبه بركت فرمانبرداري از حق, گراميشان بدارد و در پرتو حراست و عنايت خود به آنان, كارهايشان را كفايت و مشكلاتشان را مرتفع سازد. از اين رو به آنچه يادآوري كرديم, آگاه باش كه خداوند با ياريش تو را در برابر دشمنانش كه از مرزهاي دين او بيرون رفته اند, تأييد فرمايد و نيز در كار بزرگ رسانيدن آنچه كه به خواست خداوند بر تو يادآوري و ترسيم خواهيم نمود به كساني كه بدانها اطمينان و اعتماد داري, عمل نما! وآنگاه (به كيفر گناهان) به اين شرايط غمبار و خفت انگيز گرفتار گشتيد. ما از سرپرستي و رسيدگي به امور شما كوتاهي نورزيده و ياد شما را از صفحه خاطر خويش نزدوده ايم؛ كه اگر جز اين بود، موج سختيها بر شما فرود مي آمد و دشمنان بدخواه و كينه توز، شما را ريشه كن مي ساختند. پس پرواي خداوند را پيشه سازيد و از ( اهداف بلند آسماني ) ما پشتيباني كنيد تا شما را از فتنه اي كه به سويتان روي آورده است و شما اينك در لبه پرتگاه آن قرار گرفته ايد نجات بخشيم. از نگون بختي و فتنه اي كه هر كس مرگش فرا رسيده باشد در آن نابود مي گردد و آن كس كه به آرزوي خويش رسيده باشد, از آن دور مي ماند, و آن فتنه, نشانه اي از نشانه هاي نزديك شدن جنبش ماست و پخش نمودن خبر آن به دستور ما, بوسيله شماست. خداوند نور خود را, گرچه شرك گرايان را, خوش نيايد, كامل خواهد گردانيد. از برافروختن و شعله ور ساختن آتش پرشراره جاهليت كه گروههاي اموي مسلك، آن را برافروخته و گروه هدايت يافتگان را بوسيله آن مي ترسانند, به سپر دفاعي « تقيه » پناه برده و بدان چنگ زنيد! من نجات آن كسي را تضمين مي كنم كه در آن فتنه براي خود, موقعيت و جايگاهي نجويد و در انتقاد و عيبجويي از آن به راهي خداپسندانه گام سپارد. از رويدادي كه به هنگامه فرارسيدن جمادي الاول امسال روي خواهد داد, عبرت آموزيد و از خواب گراني كه شما را ربوده است, براي رخداد سهمگين از آن بيدار شويد. بزودي نشانه اي روشن از آسمان و نشانه اي روشن از زمين پديدار خواهد گشت. در شرق عالم رويدادهاي اندوهبار و دلهره آور رخ خواهد گشود و آنگاه گروههايي كه از اسلام بيرون رفته اند, بر عراق سلطه خواهند يافت. بر اثر سياست ناهنجار آنان, مردم دچار تنگي معيشت و روزي مي شوند و پس از مدتي بر اثر نابودي استبدادگري بدكار, رنجها و دردها برطرف خواهد شد و آنگاه پرواپيشگان درست انديش و شايسته كردار, از نابودي او شادمان خواهند شد. مردمي كه از نقاط مختلف كره زمين به زيارت خانه خدا مي روند, هرچه بخواهند در دسترس آنان قرار خواهد گرفت و ما در آسان ساختن سفر حج آنان مطابق دلخواهشان نقش و موقعيت ويژه اي خواهيم داشت كه در پرتو نظم و تدبير و انسجام, آشكار مي گردد. از اين رو هريك از شما بايد با همه وجود و امكانات به كارهايي بپردازيد كه او را به دوستي ما نزديك مي سازد و از كارهايي كه ناخوشايند و موجب خشم و ناراحتي ما مي گردد, به شدت دوري جوييد, چرا كه فرمان مل بطور ناگهاني فرا مي رسد, در شرايطي كه بازگشت و توبه سودي نبخشيده و پشيماني از گناه و زشتكاري, او را از كيفر عادلانه ما, رهايي نخواهد داد. خداوند, راه رشد و رستگاري را به شمايان الهام بخشد و وسايل پيروزي به مهر و لطف خويش, برايتان فراهم آورد هان اي برادر پر مهر و پر اخلاق و باصفاي در محبت! و اي يار و ياور باوفاي ما! اين نامه ما بسوي توست, خداوند به چشم بيداريش كه هرگز آن را خواب نمي گيرد, تو را حفظ كند, اين نامه را نگهدار و آنچه را برايت نگاشته ايم به كسي نشان مده و هيچ كسي را از محتواي آن آگاه مساز و آنچه در اين نامه است تنها به افراد مورد اعتماد خويش بازگو و به خواست خداوند پيروان ما را به عملكرد بر طبق محتواي آن, سفارش كن و درود خدا بر محمد و خاندان پاك و پاكيزه اش باد!
برفراز مجلس ما، ماهی امشب سر زند خنده بر خورشید و ماه از تابش منظر زند ساقی گل چهره امشب جلوه دیگر کند مطرب خوش نغمه امشب پرده دیگر زند آسمان پوشیده بر تن، پرنیان نیلگون چون عروسان، خویشتن را زینت و زیور زند آسمان را گفتم این بزم و نشاط از چیست؟ گفت: چون که فردا آفتاب از برج خاور سر زند من در آن بزم کنم خدمت که شاه انبیاء مصطفی تاج ولایت بر سر حیدر زند در غدیر خم چو دریا خلق خیز و موج و موج کشتی لولاک چون آن جا رسد، لنگر زند کاین علی باشد ولی الله، باید بعد من بر سریر دین نشیند بر سرش افسر زند آسمان بر خاک افتاده است خواهد چون زمین بوسه بر پای، علی داماد پیغمبر زند نیست مردان خدا را رهبری غیر از علی مرد حق باید قدم در راه این رهبر زند آسمان بر گردن افکنده است طوق بندگی تا به سر تاج ولای خواجه قنبر زند پرچم شاه ولایت بین که در هر بامداد خنده بر پرچم دار و اسکندر زند دست گیر از کرم افتاده ای گر چون "رسا" دست بر دامان او در عرصه محشر زند "دکتر قاسم رسا خراسانی"
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «لو انّ الفياض(4) اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس كتابٌ مااحصوا فضائل علىّ بن ابى طالبٍ؛(5) اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دريا مركب، و تمام جنّيان حسابگر، و تمام انسانها نويسنده باشند قادر به شمارش فضائل على بن ابى طالب نخواهند بود»
6- المناقب، خوارزمى، همان، ص 323، روايت 330. ده نکته از ابداع کننده واژه وبلاگ ده سال پیش (۱۷ دسامبر ۱۹۹۷) برای نخستین بار جورن بارگر (Jorn Barger) واژه وبلاگ (Weblog) را برای لیستی از لینکهایی که در حین وبگردیها توجهش را جلب کرده بودند، بکار برد. حالادر آستانه دهمین سالروز این اتفاق، وی ده نکته از تجاربش در زمینه بلاگ نویسی را برای آنهایی که به تازگی وبلاگ نویسی را آغاز میکنند، لیست نموده است: «تصوّر من در سال ۱۹۹۷ از وبلاگ، پدیدهای بود برای شفافسازی بیشتر در وب. که هر وبلاگ در شبکههای پیچیده اینترنتی، لیستی خواهد بود از لینکهایی که نگارندهاش در حین وبگردی آنها را بهترین یافته است. سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ برای من دوران طلایی وبلاگها بودند. درست زمانی که من اصول زیر را فرا گرفتم: 1. یک وبلاگ به معنی کامل کلمه، لیستی است از لینکهایی که شما میخواهید ذخیرهشان کنید، یا آنها را به اشتراک بگذارید. 2. شما لینکها را به افکار و پستهایتان و هر کجای دیگر میتوانید اضافه کنید… اما چنانکه در وبلاگتان، تعداد پستها بیش از لینکهاست، پس شما نیاز دارید که برخی چیزها را بیاموزید. 3. اگر شما قبل از نگاشتن پست، کمی وبگردی کنید، در اکثر مواقع، ایده هایتان ساخت یافتهتر خواهند شد. 4. اگر صادقانه، خودتان باشید، بر جذابیت لینکهایی که در وبلاگ میگذارید افزوده خواهد شد. خوانندگانتان نیاز دارند که شما را خوب بشناسند. 5. همیشه برای لینکهایی که میگذارید، عنوان وبلاگ نویسنده را هم ذکر کنید. (یا حداقل مطمئن شوید که توضیحات شما برای لینک، آنقدر کافی هست که خوانندگان دوباره صفحهای را که قبلاً دیده اند، باز نکنند.) 6. همیشه به لینکهایتان، صفات توصیفی بیافزایید، تا خواننده واکنش شما را به لینکها بداند. (مثلاً عالیست، جالب بود، و…( 7. به منابعی که شما را به مطلبی راهنمایی کردهاند، اشاره کنید. با این کار برای خوانندگانتان امکان اتصال به سرچشمه را فراهم میآورید. 8. مراقب فایلهای طولانی باشید! لینکهای مهم و اصلی را بین، لینکهای غیرضروری گم نکنید. 9. تعدادی از نویسندگان یا افراد محبوبتان را انتخاب کنید و یک Google News Feed از نوشتهها یا اخبار مربوط به آنها بسازید و آنرا در وبلاگتان به نمایش بگذارید تا خوانندگانتان هم در جریان نوشته ها و اخبار آنها قرار بگیرند. 10. لینکهای مورد علاقه تان را بارها و بارها منتشر کنید، تا افرادی که اولین بار آنرا از دست داده اند، هم شانس دیدن آنرا داشته باشند. امام زمان(عج) آنچه در مقام معرّفى مهدى موعود(عليه السلام)، در منابع معتبر شيعه و سنّى آمده، بدين قرار است: «او، حجّت خدا، خاتم اوصيا، رهايى بخش اُمّت، مهدى، منتظر، قائم آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)، صاحب الأمر، صاحب الزمان، عدالت گستر، بقيّة اللّه، صاحب شمشير، ظاهر كننده دين، خلف صالح، باعث، وارث، صاحب، خالص، صاحب الدار ( صاحب خانه ) مأمول، مؤمَّل، ( اميد آينده ) نايب، برهان، باسط (گسترنده)، ثائر (انقلابى)، منتقم، سيّد، جابر (ترميم كننده دين)، خازن (خزينه دار علوم الهى)، امير اميران، قاتل تبهكاران، آقاى دو جهان، و امام منتظر براى تأسيس حكومت عدل الهى است». پدرش گنج دانش ايزدى، امام حسن عسكرى(عليه السلام)، و مادر بزرگوارش نرجس خاتون بانوى كنيزان جهان از بيتى رفيع و خاندانى جليل است كه از امام حسن عسكرى(عليه السلام)فرزندى جز آن آخرين حجّت خدا از اين بانوى بزرگوار نمانده است. در سال 255 هجرى قمرى، در سپيده دم پانزدهم ماه شعبان در شهر «سامرّا» پايتخت عبّاسيان چشم به جهان گشود. نامش، نام پيامبر ـ محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) ـ و كنيه اش كنيه پيامبر ـ ابوالقاسم ـ است. «ولادت با سعادتش از دشمنان پنهان ماند، و نام و نشانش از بدخواهان در نهان; زيرا حكومت خون آشام وقت و دستگاه ستمگر خلافت، سخت در پى او و مشتاق يافتن و نابود ساختنش بود، و تمام نيروى خود را در اطراف خانه امام حسن عسكرى(عليه السلام)متمركز كرده و دهها جاسوس به كار گرفته بود، و بر هر جاسوسى، جاسوسى ديگر گمارده بود تا از ولادت ولىّ خدا حضرت بقيّة اللّه(عليه السلام)آگاه شده، نور خدا را خاموش كند، ولى مشيّت خداوند بر آن تعلّق گرفته بود كه حجّت خود را از گزند دشمنان حفظ كند». با شهادت پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى(عليه السلام) در شب هشتم ربيع الاول سال 260 هجرى قمرى، بار دشوار و توان فرساى امامت بر دوش او نهاده شد، و به فرمان حكمت آميز پروردگار، از مردم «غيبت» اختيار فرمود.
|